در این قسمت سری به کنج زندگی زیگموند فروید، متف...
در این قسمت بناست به بررسی یکی از هولناکترین ب...
در این قسمت بناست به بررسی مخمصهٔ ایرلندی پرداخ...
در این قسمت بناست به زندگی و احوال شاپور یکم سا...
این قسمت به بررسی تاریخ، فرهنگ و روحیهٔ مردم ژا...
این قسمت به بررسی زندگی، زمانه و افکار فردریش ن...
در این قسمت صحبت از سینمای ایران، روزهای آغازین...
در این قس...
در این قسمت بناست تا با توجه به جنگ اخیر ایران ...
در این قسمت به طور خاص از دریای خلیج...
در این قسمت بناست تا به بهانه پیشزمینههای انق...
در این قسمت بناست به زندگی و احوال باقرخان، یکی...
در این قسمت بناست به داستان شکلگیری هالیوود و ...
در این قسمت بناست به روزهای خروج محمدرضاشاه پهل...
در این قسمت به زندگی، احوال و فعالیتهای سیاسی ...
این اپیزود کوتاه، تکملهای بر ماجرای حرمسرای نا...
در این قسمت به زندگی یکی از قهرمانان جهان، محمد...
در این قسمت به شرح زندگی و چگونگی ازدواج ثریا ا...
در این قسمت به فرازوفرود زندگی یکی از گنگسترهای...
در این قسمت به فرازوفرود حرمسرای نا...
کنجی برای شنیدن داستانهای اشخاص، مکانها و رویدادهایی در دل تاریختلگرام:https://t.me/konjpadcasttاینستاگرام:https://www.instagram.com/podcastkonj?igsh=ang4NWZkaGs4dnEwراه ارتباط:[email protected]://t.me./M.razmgah
مهدی صادقی
39 دقیقه پیشاز طرف دیگه، این نگاه صفر و صدی که میخواست همه چیزِ بشر از رفتار بچهها گرفته تا شکلگیری تمدن، هنر و دین رو فقط و فقط به «غرایز جنسی» و عقده ادیپ ربط بده، واقعاً یه جاهایی خیلی سطحی و غیرعلمی میشه. همونطور که خودتونم تو جمعبندی اشاره کردید، آدم حس میکنه فروید خودش بیشتر از بیماراش اسیر توهمات و ناکامیهای جنسی دوران جوانیش بوده و این مشکلات رو تو قالب نظریه به کل آدمها تعمیم داده. در کل خیلی عالی این تضادهای شخصیتی فروید رو درآوردید و روایت کردید. دمتون گرم و بیصبرانه منتظر اپیزودهای بعدی هستیم!
مهدی صادقی
39 دقیقه پیشسلام بچههای پادکست کنج! خسته نباشید بابت اپیزود جذاب «فروید بازجوی دریای خاطرات». شروع اپیزود با اون ماجرای وحشتناک خونریزی بینی «اما» و اون توجیهات عجیب فروید که میگفت این خونریزی کار ناخودآگاهش بوده، واقعاً میخکوبکننده بود. راستش با شنیدن این اپیزود، نقدی که به رویکرد فروید داشتم برام خیلی پررنگتر شد. با اینکه اصلاً نمیشه منکر کار بزرگش شد که یه سیلی محکم به انسان زد و بهمون فهموند که ما ارباب ذهن خودمون نیستیم و خیلی وقتا بردهی «ناخودآگاه» و امیال سرکوبشدمون هستیم، اما اون شخصیت دیکتاتور و جزماندیشی که داشت واقعاً تو ذوق میزنه. اینکه تو روند درمان به جای گوش دادن به بیمار، به زور میخواست پیشفرضهای خودش رو بهشون (مثل همون خانم اِمی که حسابی شاکی شده بود) تلقین کنه، بیشتر شبیه بازجویی بود تا روانکاوی. یا مثلاً اون برخوردای مستبدانهش تو انجمن چهارشنبهها که هرکس (مثل یونگ و آدلر) با نظریهش مخالفت میکرد رو طرد میکرد، نشون میده چقدر قدرت و غرور رو به حقیقت ترجیح میداده.
BRAND_USER
1 سال پیشخیلی عالی بود واقعا لذت میبرم از کاراتون لطفا زود به زود منتشر کنید قسمتای جدید رو
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است